حالم خوبه، انقدر خوب هست که دارم لذت می برم از نفس کشیدن، از راه رفتن، از پختن، از تماشای فیلم. حالم خوب شده، چون بالاخره اتفاقی که دنبالش بودم افتاد. رویایی که داشتم محقق شد و الان دارم لذت می برم. دو پروژه موازی رو پیش بردم و حتماً حکمتی بود که پروژه اول جواب نگرفتم و مسیر دوم جوابی که می خواستم رو حتی بهتر از تصوراتم گرفتم.اواخر سال گذشته بود که یه روز جمعه تلفنم زنگ خورد و شماره خارج از کشور بود، به سختی از خواب بیدار شدم و حدسم درست بود، از سازمان ارزیاب بهم زنگ زدند. انقدر مضطرب شده بودم که حتی نمی تونستم تاریخ تلدم رو به میلادی بهشون بگم و انقدر زبانم ضعیف بود که یه جاهایی سوالاتش رو نمی فهمیدم و خودم حس می کردم جواب پرت و پلا میدم. و چند روز بعد که تعطیل بود و از خواب وسط روز داشتم لذت می بردم آفیسر زنگ زد و گفت متاسفم ولی اسسمنت شما منفی هست و ریجکت شدید. و جالب اینکه درصد ریجکت توی مرجله اسس انقدر پایین هست که تقریباً میشه گفت همه این مرحله رو به راحتی طی می کنند. اون روز تصمیم گرفتم حتی شده موقت این پروژه رو کنار بذارم و بچسبم به پروژه دومی که استارت زده بودم. کلاس زبان رو هم رها کردم و اصلاً فراموش کردم که چه رویایی توی ذهنم برای خودم ایجاد کرده بودم و البته که من طی 8 ماه قبلش کلی تحقیق کرده بودم و همه سختیها رو می دونستم و تقریباً مهاجرت برام گزینه ممکنی نبود و صرفاً دنبال گرفتن ویزا بود برای آینده ای که توی مملکت ما تیره و تار هست!!!!پروژه دوم از قبل استارت خورده بود ولی انرژیم رو بیشتر و بیشتر کردم. با دیدن آگهی و حساب کتاب مالی جدی تر شدم. کلی بدهی داشتیم که گرفتن اون خودش یه پروژه سنگین بود. فروش خونه کوچیک و ماشین و طلا هم پروژه هایی بودن که باید انجام می
برچسب:
نویسنده: محمد میرزایی
تاريخ: چهارشنبه
2 خرداد
1403 ساعت: 14:55